تست و بررسی پورشه پانامرا منصوری و بنز SL500

تست و بررسی فراری کالیفرنیا در تهران
آوریل 14, 2018
بررسی 5 نسل میتسوبیشی پاجرو در لواسان
آوریل 14, 2018
تست و بررسی پورشه پانامرا منصوری و بنز SL500

پورشه پانامرا منصوری و بنز SL500

آقای منصوری و محافظان!

 

تست و نوشته : مهندس سید سبحان سیدی

پروژه عکس : بهزاد اویسی

یک روز تعطیل را برای انجام آزمایش و بررسی هماهنگ می کنیم ، نزدیک عصر ، با مالک در یکی از خیابان های تهران قرار می گذارم ، بعد گذشت کمی زمان قبل از دیدن خودرو ؛ صدای تنفس طبیعی به گوش می رسد ، همین لحظه ؛سر و کله اتومبیلی پیدا می شود که زیاد در خیابان ها تردد ندارد زیرا مطمئنا اگر چنین بود، در چند سال اخیر ،بارها توسط عکاسان خیابانی شکار می شد . خودرو از فاصله پنجاه متری آنقدر پهن و عضلانی بود که با وجود ملاقاتی که در گذشته داشتیم ، باز هم ما را شگفت زده کرد! در پی مالک پانامرا حرکت کرده تا به منزل ایشان برسیم و مرسدس خوش لباس را هم ملاقات کنیم .پانامرا و Sl کیت برابوس را برای عکاسی جابجا می کنیم.کمی بعد درب حیاط باز شد و آقای صدا، مرسدس بنز Sl با کیت اصیل Amg وارد شد. سه خودرو همرنگ ؛ در کنار هم قرار گرفتند تا چشم ها را خیره کنند.در زمانی که عکاس مشغول عکاسی بود ، فرصتی شد تا ضمن گپ زدن با مالکان به بررسی خودرو ها بپردازم.


به سراغ کلاس SL می روم ، اولویت اول بررسی را برای برابوس گذاشتم که کمیاب تر بود. این که خوش پوشی این خودرو چقدر در تسهیل کار عکاسی کمک کرد مسأله ای جداگانه است. از هر زاویه بی نظیر بود ، جلو پنجره با برند سه پر معروف خودنمایی می کرد. بعد از سامانه روشنایی در روز که داخل سپر ها جا خوش کرده بود ، چهار پرژکتور و همچنین ورودی هوا که در طرفین سپر قرار گرفته بود به زیبایی می افزود.سیستم دی لایت که متشکل از دو کیت LED بود ،پنج نور سفید درشت را از هرکدام ساطع میکرد که ارزش خودرو را دو چندان جلوه می داد. کاهش ارتفاعی که در خودرو وجود داشت آن را پایین تر از سطح تولید کارخانه قرار می داد طوری که اختلاف ارتفاع خودرو کاملا با مدل SL AMG مشهود بود.در نمای کناری، دریچه های آبشش مانند که نام تجاری برند Brabus بر زیر آن قرار داشت خودنمایی می کرد. رینگ های بزرگ و پهن خودرو با سایز 19 اینچی به خوبی بر زیر خودروی 1/8 تنی جا خوش کرده بود. در قسمت عقب ، باله و نوشته برابوس برق می زند. اما مهمترین نکته دیفیوزر عقب بود که طراحی عضلانی آن به همراه چهار اگزوز و مه شکن ، ابهت خاصی را به نمای عقب بخشیده بود.
درمقام مقایسه با مرسدسی که کیت برابوس را به همراه داشت ، رودستری که لباس AMG را برتن داشت ، کمی عصبانی به نظر می رسید. دلیل ؛ بیشتر متوجه موضوع طراحی داخلی چراغ خودرو بود که از قابی مشکی رنگ استفاده می کرد و چراغ کوچک داخل آن، ترکیب رنگی بین نارنجی و زرد تیره را با نوری ملایم داخل قاب مشکی رنگ پخش می کرد که ظاهر اتومبیل را مغرور و پر قدرت تر به نمایش می گذاشت.
رینگ ها با سایز 255/35/R20 در جلو و 285/30/R20 در عقب علاوه بر خودنمایی خود بیرون از قاب گلگیر، بر ارتفاع خودرو نیز افزوده بودند که البته با تنظیم ارتفاع ، حد مورد نیاز بدست می آمد.
برای دریچه های هوای جانبی و قاب آینه های کنار و باله عقب نیز از فیبر کربن استفاده شده بود که نمای اسپرت و لوکس تری را به خودرو می بخشید.


با تحویل سوئیچ از مالک،درب خودرو را باز می کنم. با قرار گرفتن بر روی صندلی همان انتظاری را که از یک مرسدس بنز داشتم تجربه کردم و آن راحتی صندلی توام با حس اسپرت بود ، این جز ویژگی های این کمپانی معتبر است که حتی در اتومبیل های اسپرت هم احساس راحتی می کنید. صندلی برقی را به ارتفاع و حالت مناسب تنظیم می کنم.این صندلی ها علاوه بر حافظه که به هنگام ورود به خودرو هم زمان با آیه های جانبی و فرمان تنظیم می شوند ، مجهز به گرمکن و سرد کن نیز هستند و در یک حالت سفارشی ، سیستم گرمایش گردن ،فن و هیتر هم بر روی پشت سری های این مرسدس بنز SL قابل نصب و سفارش است.
ترکیب رنگ پوشش چرم صندلی ها و چوب کاری های روی فرمان و کنسول حس گرمی و آرامش روانی خاصی را القا می کند. مجموع طراحی قدیمی به نظر می رسد اما زیاد کسل کننده نیست ، فقط بار اولی که بر روی صندلی های این خودرو قرار می گیرید، انگار آن را سالها داشته اید و به نوع طرح داشبورد خودرو و فرمان عادت دارید. در کنار تکیه گاه آرنج در سمت راست، اهرمی رنگی قرار گرفته که می توانید با نگاه داشتن آن سقف را باز کنید و از هوای آزاد لذت ببرید ،البته قبل استفاده از این اهرم، دکمه قرمز رنگی در صندوق عقب وجود دارد که اول باید آن را فشار داده ، سپس در داخل خودرو نشسته و پس از اینکه نمایشگر پیغام آماده است را نمایش داد ، اقدام به باز کردن سقف پانوراما خودرو کنید که در مدت زمان نه چندان کوتاه و به زیبایی و دقت هرچه تمام تر این عمل صورت می پذیرد.
از دیگر امکانات مختص این خودرو که آن را جزء خودرو های اسپرت و لوکس قرار می دهد می توان به تنظیم بازه نور،چرخش نور در پیچ ،سیستم شستشوی چراغ های جلو ، درب صندوق برقی ، سیستم مولتی مدیا کامل و ناوبری به همراه کمک های ایروماتیکی و رادار دیسترونیک اشاره کرد.
SL کلاس های مورد بررسی که با کد اتاق R230 نیز شناخته می شوند ،در دو نوع موتور شش و هشت سیلندر مجوز ورود به کشور را دریافت کرده اند. در قلب مورد برابوس از موتور قرمز V6 3/5 لیتری استفاده شده.به صورت استاندارد ،این موتور از 315 اسب بخار و 360 نیوتون متر گشتاور بهره می برد که با ریمپ شدن Ecu و کیت برابوس و تعلیق مناسب شتاب خوبی را به ارمغان آورد.در مدت زمان تست هرچند به شتاب دو زیبای دیگر نمی رسید اما بصورت تقریبی پا به پای همزادش گاز می خورد.Sl500،از یک موتور هشت سیلندر خورجینی 5/4 لیتری که با تولید 387 اسب بخار قدرت در دور 6000 بهره می برد. شاید از لحاظ مقدار اسب با مدل 6 سیلندر خود اختلاف ناچیزی داشته باشد ،اما از نظر مقدار گشتاور بسیار بیشتر است. 530 نیوتن متر گشتاور تولیدی در دور های 2800 تا 4800 موتور باعث می شود که این رودستر از پس وزن سنگین اتاق خود برآمده و بر روی آسفالت به پرواز درآید. شتاب صفر تا صد کیلومتر 5.4 ثانیه برای یک خودروی رودستر که با وزن راننده به 2 تن هم می رسد واقعا هیجان انگیز است.
سوویچ را در جای خود قرار می دهم. به دوصورت می توانید خودرو را روشن کنید ،یکی از طریق سوییچ و دیگری از طریق فشار بر دکمه استارت/استاپی که بالای اهرم تعویض دنده قرار گرفته است. خودرو را روشن می کنم . صدای بم در یک آن طنین انداز می شود.فرقی نمی کند پشت کدام SL نشسته باشید. هرکدام صدای زیبای خودر را دارند. کیت برابوس اولی انتخب من است. در طی حرکت در معابر کم عرض،جالب ترین نکته ای که به ذهنم رسید دید بسیار عالی نسبت به اطراف بود. با وجود حالت اسپرت و گودی صندلی ها رد کردن این پهن پیکر که بدون احتساب آینه های جانبی ،بیش از 1.8 متر عرض داشت،کار زیاد دشواری نبود.
بر خلاف انتظار من از رینگ های بزرگ و کلاس اسپرت محض به کار رفته ، خودرو آن قدر ها هم خشک نبود و سیستم تعلیق، سرعت گیر ها و چاله های ریز و درشت را به خوبی جذب خود می کرد.از نقاط بسیار مثبت از دید نگارنده .،دو برجستگی روی کاپوت خودرو بود که بسیار در حس و حال رانندگی تاثیر می گذاشت و با ترکیب صدای درون سیلندر ها اعتماد به نفس را افزایش می داد.در اتوبانی خلوت چند باری اقدام به شتاب گیری تا سرعت مجاز را کردم .بعد از اشاره به پدال سمت راست و یک مکث بسیار جزئی ، به خصوص وقتی کمر شما برای چند لحظه به صندلی قفل می شود،صدای دوران موتور به همراه خروجی اگزوز حسی بی نظیر را رقم میزند. در یک مکان خلوت و با گذشتن از چند پیچ با سرعتی بالا ،متوجه نکته خاصی شدم.تقسیم وزن فوق العاده عالی به همراهی وزن بالا و سیستم تعلیق مناسب باعث شده تا هندلینگ خودرو در عالی ترین مرتبه صورت بپذیرد. این خودرو آنچنان پایدار است که به راحتی می توانید به آن اعتماد کنید. در مانور ها ،بسیار پر انرژی و آماده است. به نظر نگارنده،مهترین ویژگی مرسدس بنز در کلاس SL ،به ارمغان آورن حالت اسپرت و “تلفیق آن با حس امنیت و اعتماد به خودرو” است.
این پرسش همیشه برای من وجود داشته است. اگر یک بشقاب غذا جلو بگذارند و در آن بشقاب یک غذای خوب و یک غذای عالی را داشته باشم ،اول کدام یک را برای خوردن انتخاب کنم؟ اگر عالی را نخست انتخاب کنم میل آنچنان برای گزینه خوب نیست و خوردن غذای خوب بعد از عالی با بی رغبتی صورت می پذیرد .اما اگر عالی را انتخاب دوم قرار دهم ،آنقدر سریع غذای خوب را می خورم که به آن گزینه خوش مزه تر برسم و در این عجله، لذت بردن از غذای خوب راهم از بین می برد. بررسی پورشه همان غذای عالی است که در انتخاب دوم و بعد از SL ها قرار دادم!


شکی نیست که پورشه یک کمپانی بسیار معتبر و  با تکنولوژی ساخت خودروهایی در ژانر فوق العاده لوکس و اسپرت است. حال بخواهید یک مورد “عالی” را فوق العاده کنید.یعنی بر روی پورشه پانامرای “عالی”، یک کیت زیبای بدنه به همراه رینگ و تیونیگ را بپوشانید تا “فوق العاده” شود.کلمه ی فوق العاده وقتی به “کلمه تعریف” بالاتر ارتقا می یابد که این کیت ،ساخته کمپانی “منصوری” یکی از بهترین تیونر های جهان و یک هموطن باشد. اینجاست که این خودرو “محشر” می شود!
خودرویی لوکس ، اسپرت ، تیونیگ شده در روبروی ما قرار دارد.پانامرا 4S که به کیت بسیار زیبای منصوری مزین شده ،پهن و با ابهت به نظر می رسد. اولین نکته در نمای روبروی این خودرو که چشم ها را متوجه حضوش می کند ، کاپوت کربن آن است. قوس های موجود بر روی درب موتور آن را بسیار عضلانی و پر قدرت نشان می دهد،همچنین هشت شبکه افقی در قسمت جلو و دماغه آن قرار گرفته که جلوه اسپرت تری به خودرو بخشیده است. آرم کمپانی منصوری نیز ،نماد برند پورشه را از منسب خود عزل کرده تا خود بر تخت پادشاهی فخر فروشی کند.
در قسمت سپر ها ،شاهد ورودی بزرگ دریچه های هوا هستیم.قسمت نصب پلاک نیز در پایین ترین حد خود قرار دارد. دو LED سامانه روشنایی در روز در طرفین سپر قرار دارند. یک لایه فیبر کربن یک تکه به عنوان زیر سپر قرار گرفته است که علاوه بر زیبایی و افزایش بهای خودرو ،به همراه افزایش بهروری مسائل آیرو دینامیکی ،موجب جلوگیری از صدمات ناشی از ارتفاع بسیار پایین خودرو خواهد شد.ارتفاع خودرو در حالت اسپرت و طراحی سپرهای بزرگتر موجب شده تا این ارتفاع ،بسیار به کف آسفالت نزدیک باشد تا حدی که مماس به نظر می رسید.دو خروجی هوا و قوس همخوانی با گلگیر نیز در دو طرف سپر قرار گرفته اند که از نمای مایل می توان آنهارا مشاهده کرد. دور چراغ های جلو نیز با فیبر کربن قاب کشی شده تا جلوه لوکسی پیدا کند و با درپوش موتور همخوانی بیشتری داشته باشد.
در نمای جانبی اولین نکته قابل توجه ،رینگ های بزرگ و بسیار زیبا که در جلو با سایز لاستیک 285/30/ZR21 و در عقب 305/30/ZR21 قرار دارد جلب توجه می کند که در وسط و لبه رینگ کروم براق آن برند منصوری حک شده است.آبشش های دو طرف جای خود را با نمونه فیبرکربنی با ظاهر اسپرت تر عوض کرده اند. در قسمت رکاب نیز، فرم آیرودینامیک آن بیشتر از عضلانی بودن آن نمود پیدا کرده است. رکاب دو تکه بوده و قسمت فیبر کربنی در آن کاملا نمود دارد.
از زیر درب ها گرفته تا خود گلگیر ها ،یک قوس و بسیار زیبا همراهی می کند که علاوه بر بهبود و ارتقا عملکرد خودرو در کاهش اصطحکاک هوا با بدنه ،زیبایی بی مانندی را رقم زده است. پهنای اتومبیل تا حد قابل توجهی افزایش یافته است تا حدی که که این پهنا با آینه های جانبی که فیبرکربنی هستند هم عرض شده و عبور با این غول پهن پیکررا در معابر کم عرض بسیار دشوار می کند.در قسمت عقب خودرو نیز شاهد طراحی سپر بسیار حجیم و عریض هستیم که طراحی آن با تمامی قسمت های دستکاری شده مطابقت دارد. دیفیوزر کربنی عقب به بهترین وجه ممکن خودنمایی می کند. در دو طرف این دیفیوز دو اگزوز قرار دارد و در وسط آن سر اگزوزی بزرگ که با دقت به داخل آن دو لوله دیگر را مشاهده می کنید. باله اصلی خودرو نیز با یک مدل کربنی یک تکه تعویض شده که به همراهی بالچه کربنی روی شیشه عقب از ابهت خاصی برخوردار است.
سوییچ پانامرا را از مالک گرفته و بر روی صندلی های تمام اسپرت آن قرار می گیرم. مطمئنا هر شخصی که برای بار اول بر روی صندلی های پورشه مخصوصا مدل پانامرا قرار می گیرد از کیفیت مواد داخلی آن شگفت زده خواهد شد. کیفیت چرم دوزی ها،قطعات کروم کاری شده و چوب آنقدر بالا است که هر لحظه آن را زیر پوست خود حس خواهید کرد. به جرات می توان گفت این حد کیفیت یک پله از مرسدس بالاتر است.


قطعات دکوراتیو چوب به همراه پوشش کرم رنگ چرم و سقف جیر حس بخش VIP را در جت های مسافرتی القا می کند. پا را بر روی پدال ترمز گذاشته و استارت می زنیم. خودرو با یک صدای بم روشن می شود. در حال حرکت ، دید اطراف بسیار عالی است، اگر تجربه رانندگی با پانامرا را داشته باشید متوجه عرض و طول زیاد آن خواهید شد که کار را کمی برای عبور در معابر کم عرض دشوار می کند.حال این پانامرا که مجهز به کیت بدنه واید است جای خود دارد.ارتفاع خودرو در پایین ترین سطح ممکن قرار گرفته و همانند یک سوپر اسپرت دست انداز ها را حس خواهید کرد.البته می توانید آن را با تنظیم ارتفاع بالاتر بیاورید. این حد از ارتفاع پایین و بدنه پهن پیکر برای افراد ماشین دوست و اسپرت سوار ،نه تنها عیب محسوب نشده بلکه یک دشواری لذت بخش است. با سه خودرو در خیابان ها شمال شهر تهران در حرکت هستیم. صدای برابوس، صدای منصوری و صدای AMG را باهم در ذهن خود تصور کنید ، ترکیب پیچش این سه صدا که هر کدام به تنهایی باعث ترشح آدرنالین در خون افراد پیاده و سواره می شود فوق العاده بلند و با لرزش کف آسفالت خیابان های پایتخت همراه بود. گاهی اوقات که مسیر جلو خالی می شد یک نیش گاز کافی بود تا هر سه خودرو سپر به سپر هم بر روی آسفالت به پرواز در آیند.
البته بعد این شتاب نیش ترمز واجب بود تا خودروی شخصی نگارنده که توسط دوستم رانده می شد به پای ما برسد و جا نماند!
آنقدر ادوات و دکمه های مختلف بر روی کنسول پانامرا قرار داشت که کمی گیج شدم. در طی مسیر با یک نیم نگاه تقریبا اکثر آنها را چک میکنم. دکمه ها ی سمت راننده ،اغلب مربوط به حالات و تنظیمات اسپرت هستند و در آن طرف اهرم دسته دنده مربوط به گرمکن و سردکن های صندلی و آپشنال رفاهی دیگر را شامل می شوند. یک حالت اسپرت وجود دارد که 50% از فنربندی را سفت کرده و دنده ها در دور بالاتر تعویض می گردند، حالت بعدی حالت اسپرت پلاس است، با فشار این دکمه فنربندی و تعلیق به خشک ترین حالت ممکن درآمده و دنده ها در بالاترین دور تعویض می گردند. خودروی مورد نظر دارای کیت کامل پورشه پانامرای منصوری توربو بود ، اما در باطن یک 4S تمام عیار بود که با این کیت و بهبود مسائل وزن و آیرودینامیک کم از یک پانامرا توربو نداشت. موتور استاندارد 4806 سی سی خودرو با توان تولیدی 400اسب بخار قدرت و فراهم آوردن 500 نیتون متر گشتاور زیر پدال گاز به همراه کاهش وزن در اثر استفاده مکرر از قطعات فیبر کربنی و بهبود و کاهش اصطکاک باد با در نظر گرفتن دریچه ها و دیفیوزر های متعدد و بزرگ همگی باعث می شد که در هنگام شتاب گیری قادر نباشید کمر خود را از چسبندگی به صندلی های آن رها سازید. گیربکس PDK هفت دنده با قابلیت تعویض از پشت فرمان حس ماجراجویی و رقابت را همانند یک سوپر اسپرت تمام عیار افزایش می داد. به بررسی دکمه های دیگر می پردازم. کلید بعدی مربوط به قطع کامل سیستم کنترل پایداری بود. بعد از شتاب گیری من و مالک هر دو هم عقیده بودیم که اصلا نباید به این دکمه دست زد و الا فاجعه به بار خواهد آمد! مالک که سابقه اسب سواری هم دارد مثال جالبی از حس رانندگی با دو خودرو و در مقام مقایسه زد، که واقعا جمله زیبایی است و بعد سواری با دو خودرو کاملا حرف ایشان را تایید کردم. رانندگی با اتاق 230 مرسدس شبیه راندن یک اسب مسابقه ای و خوش رکاب است که سواری خوبی می دهد، اما پورشه پانامرا همچون گاو وحشی که رم کرده می ماند که نهایت هیجان را منتقل می کند ، آدرنالین به وفور ترشح می شود اما زیاد قابل کنترل نیست و از دستورات پیروی نمی کند. در هنگام رانندگی نیز همین مسئله کاملا مشهود بود. خودروی سنگین وزن و آیرودینامیک پنج متری شتاب بی مانندی داشت، حتی SL500 را جا می گذاشت اما جمع کردن آن علی رغم تقسیم وزن مناسب 52% در جلو و 48% در عقب کار سخت تری بود. هرچند وحشی بازی های موتور و گیربکس و کیفیت عالی قطعات داخلی در نهایت رای من را به سمت پانامرا بر می گرداند اما هندلینگ مرسدس حال و هوای دیگری داشت. در تست های حرکتی و شتاب گیری ، پانامرا جلوتر از همه مشغول یکه تازی بود و بعد از آن SL AMG و سپس مرسدسی که لباس فاخر برابوس را برتن داشت با همان میزان حد فاصله بین پانامرا و Sl رقیب در مقام سوم قرار می گرفت.


رانندگی با مرسدس SL کلاس قابل توصیف نیست و باید یکبار آن را تجربه کرد ، مخصوصا در هوای مناسب و عصر آنروز که آفتاب آزار دهنده نبود و ما اغلب با سقف باز حرکت می کردیم. حدودا تا سرعت 70 کیلومتر بر ساعت هیچ صدای نفوذ باد در داخل کابین شنیده نمی شود و می توانید با خیال آسوده به موسیقی مورد علاقه یا بهتر از آن ، صدای گوش نواز AMG گوش فرا دهید تا در هر دور موتور طنین مخصوص به خود را بنوازد.
در پایان از همراهی مالک پورشه پانامرا و مرسدس با کیت برابوس، آقای ارسیا عبدی ، و مالک بنز AMG500 ،آقای ارسلان میلانی و همراهی آقایان محمد حسن نقی ویشته و علی کربلایی جعفر بابت همراهی با تیم کارتست کمال تشکر را داریم.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تست خودرو